Skip navigation

گفتم: «چرا دکتر نمی‌ری؟»

گفت: «از مرگ می‌ترسم.»

گفتم: «خب آدمی که از مرگ می‌ترسه می‌ره دکتر تا نمیره.»

گفت: «اینجوری نیست! آدمی که از مرگ می‌ترسه ترجیح می‌ده ناگهان با این واقعیت مواجه بشه که بخواد نخواد داره می‌میره.»

گفتم: «یعنی چی؟»

گفت: «افتادن از برج میلاد می‌ترسوندت؟»

گفتم: «آره. معلومه که می‌ترسم. چه ربطی داره؟»

گفت: «اگه یه وقت از خواب بیدار شی ببینی از برج افتادی و پنج متر مونده که بخوری به زمین دیگه ترسی نداره.»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: