links for 2008-08-31

  • بعد از یک عمر یک سایت خیلی جمع و جور با امکانات ناچیز برای شهروند امروز! علی القاعده این رفقای شهروند امروز باید دور اینترنت و آی تی رو به طور کامل خط بکشن. اینکاره نیستن دیگه
  • ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سینما؛ خشونت.

درست نمی‌دونم چرا. اما وقتی درست فکر میکنم می‌بینم اکثر فیلم‌های سینمایی رو که تا حالا دوست داشتم اکثرا فیلم‌هایی مملو از صحنه‌های خشن بودند. فیلم‌های کوبریک، اسکورسیزی، کاپولا، تارنتینو و خیلی از فیلم‌های دیگه. این کارگردات‌هایی رو که نام بردم رو هر فیلم‌شون رو با ولع تماشا می‌کنم (البته به جز فیلم آخر کاپولا که هنوز ندیدم.) بلا‌استثنا فیلم‌ها به نوعی خشونت بصری اغراق شده‌ای دارند. این خشونت به طورکلی از خشونت رایج در سینمای آمریکا پیروی نمی‌کند. بسیار عریان‌تر، بسیار شدیدتر و بسیار موثرتر است. حالا من به عنوان کسی که مدت‌هاست خودم رو دارم به عنوان آدمی مخالف خشونت بار می‌آرم ۰(!) سعی می‌کنم با خشونت مخالفت کنم، بدون خشونت مبارزه کنم و تمام اشکال خشونت را نفی کنم، چرا این اندازه به این فیلم‌ها تمایل نشان می‌دهم؟
امروز داشتم فیلم سگهای پوشالی اثر سام‌پکین‌پا رو می‌دیدم که از همین دسته‌ای بود که من با آن حال می‌کنم.
به نظرم اینطور رسید که انگار خشونتی را که بر اثر یک عمر حذف و طرد و سال‌ها بی‌توجهی در وجودم رسوب کرده با هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌های چنین فیلم‌های و از طریق آنها در فیلم اعمال می‌کنم. گویی من هم مانند داستین هافمن بدون اینکه کسی را آزرده باشم تنها به دلیل تفاوت مورد آزار قرار می‌گیرم و تنها به این دلیل که به گونه‌ای دیگر می‌اندیشم اندیشیدنم نیز در خانه و در دل خودم برای دیگران آزار دهنده است.
واینگونه است که نیرویی در من پدید می‌آید تا بتوانم خشونت‌آمیز ترین انتقام‌ها را از آنان که می‌خواهند مرا حتی از خودم نیز بیرون بی‌اندزند، بگیرم. شاید اگر این فیلم‌ها را نمی‌دیدممجبور بودم خودم این خشونت را تخلیه کنم

https://i2.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/c/ce/Straw_dogs_movie_poster.jpg/418px-Straw_dogs_movie_poster.jpg.