Skip navigation

رنگ‌ها در دنیای سیاست نقش به سزایی را بازی می‌کنند، احزاب سیاسی، ائتلاف‌های ملی، نامزدهای انتخاباتی و گرایش‌های فکری مختلف از رنگ‌ها و سمبل‌ها متنوعی برای مشارکت در انتخابات و کنش‌های سیاسی و اجتماعی استفاده می‌کنند.

هر چند درست مانند استفاده از پرچم‌ها و بیرق‌های ملی و گروهی، ارزیابی دقیقی وجود ندارد که نشان دهد استفاده رایج از سمبل‌ها و رنگ‌ها درست از چه زمانی و توسط چه کسانی وارد سیاست مدرن شده‌است، اما امروز استفاده از سمبل‌ها و رنگ‌های انتخاباتی در نقاط گوناگون دنیا به امری رایج بدل شده‌است.

سوابق زیادی وجود دارد که هواداران یک تفکر سیاسی در طول تاریخ از رنگ خاصی استفاده کرده‌باشند، استفاده بنی عباس از رنگ مشکی در طول تاریخ اسلام و استفاده هواداران سلطنت مطلقه از رنگ سفید در طول تاریخ فرانسه از جمله این شواهد تاریخی است. اما هر چند اتحاد در زیر یک رنگ مشترک برای دفاع از یک عقیده یا گرایش فکری سابقه طولانی در تاریخ دارد، اما استفاده دائم و رایج از رنگ‌های و نمادها در برابر یکدیگر و انتخاب رنگ به عنوان نماد انتخاباتی منحصر دهه‌های اخیر است.

در طول دو قرن اخیر به تدریج برخی از رنگ‌ها کاملا به گرایش‌های فکری مشخصی پیوند خورده‌اند، هر چند چنین پیوندی جهان‌شمول نیست و استثناهای جدی و پرشماری دارد. برای مثال تداعی چپ‌گرای با دیدن رنگ سرخ و یا تداعی راست‌گرایی با دیدن رنگ آبی یکی از پایه‌ای ترین و رایج‌ترین اصول رنگ شناسی سیاسی است.

رنگ‌های باستانی: سفید نشانه صداقت و پاکی

اولین نشانه‌های باستانی از استفاده از رنگ در سیاست به دوران روم باستان باز می‌گردد. زمانی که رنگ‌های توگا، لباس‌های اشرافی سیاستمداران رومی باستان نشانه گرایش‌های سیاسی و طبقاتی سیاستمداران به شمار می‌رفت. توگا لباس‌های پارچه‌ای بلندی بود از پشم که مردان رومی آن را می‌پوشیدند.

مردان عادی به صورت روزمره توگاهایی از جنس پشم رنگ نشده به تن می‌کردند که رنگ‌هایی غالبا روشن داشت اما کاملا سفید نبود. مردانی که مقام‌های سیاسی مانند کنسول و سناتور داشتند نیز توگاهایی رنگ نشده به تن می‌کردند که حاشیه دوزی‌های بنفش داشت. پوشیدن توگای خاکستری تیره در هنگام عزا و پوشش توگای بنفش برای ژنرال‌های پیروز از جمله دیگر استفاده‌های رنگی از توگا بود. در روم باستان رنگ بنفش رنگ سلطنت محسوب می‌شد و بر اساس قانون تنها امپراتور و فرماندهان ارتش بودند که حق پوشیدن رنگ بنفش را داشتند.

اما استفاده از توگا در انتخابات سیاسی نیز رایج بود. نامزدهای انتخاباتی بر سفید کردن رنگ توگای پشمی خود تلاش بسیار به کار می‌بردند. نامزدهای سنای روم لباس‌های سفید بر تن می‌کردند تا به رای‌دهندگان صداقت و پاکی خود را نمایش دهند. این رسم انتخاباتی در روم باستان به رقابتی برای سفید‌تر کردن پارچه و پشم به کار رفته در توگا برای انتخاب تبدیل شده‌بود.

ریشه‌های فرهنگی
هر یک از رنگ‌های سیاسی در طول تاریخ گاهی با توجه به اتفاقات و حوادث، گاهی کاملا تصادفی و گاهی به دلایل سنتی یا مذهبی با یکی از تفکرات، گرایش‌ها یا احزاب سیاسی مرتبط شده‌اند. برای مثال در اروپا به این دلیل که نیروهای شبه نظامی حزب نازی پیش از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر پیراهن‌های قهوه‌ای رنگ می‌پوشیدند و به نام پیرهن قهوه‌ای‌ها معروف بودند، رنگ قهوه‌ای به عنوان نماد حزب نازی و گاهی به عنوان نماد اصلی اشاره به فاشیسم استفاده می‌شود.

در برابر رنگ خاکستری بدون هیچ اشاره تاریخی و فقط با تداعی ذهنی یک واقعیت جسمی، یعنی سفید شدن موی سر در هنگام پیری، به عنوان رنگ احزاب هوادار سالمندان و ازکارافتادگان استفاده می‌شود. برای مثال در آلمان خاکستری‌ها یک حزب سیاسی هستند که از حقوق سالمندان و برنامه‌های دولتی برای پایدار نگه‌داشتن تامین حقوق بازنشستگی و تامین اجتماعی دفاع می‌کنند. یا برای مثال سنت پوشیدن لباس‌های زعفرانی رنگ توسط روحانیون هندو، باعث شده‌است که رنگ هواداران جنبش استقلال طلبی هندو در نقاط مختلف آسیایی جنوبی رنگ زعفرانی باشد.

برخی رنگ‌ها مانند آبی و قرمز یا سفید و قرمز گاهی معنایی فراتر از یک حزب سیاسی پیدا کرده‌اند. هر چند سفید غالبا به هواداران سلطنت مطلقه تعلق می‌گیرد، اما در رسانه‌ها و تحلیل‌های تاریخی رنگ سفید در برابر قرمز معمولا به انقلابی‌گری در برابر ضد انقلابی‌گری بدون توجه به گرایش سیاسی گفته می‌شود. برای مثال در یک انقلاب بر علیه یک دولت کمونیست یا سرخ، ممکن است انقلاب کنندگان سرخ و هواداران دولت مستقر سفید نامیده‌شوند.

آگاهی و سواد
رنگ‌ها یکی از ساده‌ترین سمبل‌ها برای ایجاد وحدت سیاسی و اجتماعی هستند. یکی از اصلی‌ترین اهداف گروه‌های سیاسی برای استفاده از رنگ‌ها در انتخابات و کنش‌های سیاسی-اجتماعی ایجاد تمایزی‌ست که به سادگی از سوی مردم عادی قابل تشخیص باشد. یکی از مهم‌ترین علل استفاده از سمبل‌های ساده برای نمایش گرایش‌های حزبی به خصوص در هنگام انتخابات سواد است.

برای مثال بیش از یک قرن پیش در ایالات متحده آمریکا، مقامات ایالت تکزاس در جنوب این کشور که یکی از مهم‌ترین پذیرندگان مهاجران لاتین تبار بود، استفاده از کدهای رنگی در برگه‌های اخذ رای را اجباری کردند تا کسانی که از توانایی خواندن و نوشتن به زبان انگلیسی بی‌بهره‌اند بتوانند با شرکت در انتخابات به نامزدهای حزب دموکرات که با رنگ آبی نشانه‌گذاری شده‌بودند، یا به نامزدهای جمهوری‌خواه که با رنگ قرمز نشانه‌گذاری شده‌بودند رای بدهند.

در برخی از کشورها مانند هند و پاکستان که تعداد بی‌سوادان و افرادی که توانایی خواندن و نوشتن ندارند زیاد است استفاده از نمادهای انتخاباتی از سوی کمیسیون انتخابات کشور اجباری است و هر حزب یک نماد خاص برای خود استفاده می‌کند. با این حال در این دو کشور استفاده از رنگ به عنوان نماد انتخاباتی زیاد رایج نیست به جای آن هر حزب سیاسی که قصد شرکت در انتخابات را دارد سمبل خود را به کمیسیون انتخابات ارائه می‌دهد تا به صورت رسمی ثبت شود.

احزاب در تبلیغات خود این نمادها را به کار می‌برند و رای دهندگان با مشاهده نمادها در برگه‌های رای به نماد هر حزب رای می‌دهند. این نمادها در هند و پاکستان به شکل ابزار و اشیا ساده و روزمره هستند، برای مثال در هند احزاب ملی مانند حزب کنگره با نماد «دست»، حزب بی‌اس‌پی با نماد «فیل» و حزب باهارتیا جناتا با نماد گل لوتوس یا لاله مردابی مشخص شده‌اند. این نمادها سمبل‌های رسمی این احزاب هستند و در هنگام انتخابات در تبلیغات و تعرفه‌های اخذ رای برای معرفی حزب به کار برده می‌شوند.

گاهی انتخاب رنگ‌ها توسط احزاب سیاسی باعث جنجال هم می‌شود. در مکزیک هر یک از احزاب انتخاباتی از پرچم‌های خاص خود برای معرفی حزب استفاده می‌کنند. اما در دوران انتخابات همیشه حزب انقلاب نهادی مکزیک (PRI) که یکی از قدرتمندترین احزاب این کشور هم محسوب می‌شود باعث بروز جنجال می‌شود. چرا که سه رنگ استفاده شده در پرچم این حزب دقیقا مشابه سه رنگ اصلی پرچم مکزیک، یعنی سه رنگ عمودی سبز و سفید و قرمز است. احزاب مخالف همیشه مدعی‌اند در مناطق روستایی و محل‌هایی که رای‌دهندگان بی‌سواد یا کم سواد رای می‌دهند با دیدن رنگ پرچم این حزب، رای دهنده تصور می‌کند که در حال رای دادن به پرچم کشور مکزیک است نه به یک حزب خاص.

هر گردی مارکسیست نیست!
هیچ اصل مشترک و ثابتی در مورد رنگ‌های سیاسی وجود ندارد. هر چند برخی رنگ‌ها در طول دهه‌های گذشته به صورت مشخص با برخی گرایش‌های سیاسی، اجتماعی و یا حتی مذهبی پیوند خورده‌اند اما برداشت از آنها در کشورها و مناطق مختلف متفاوت است. در لیبی ممکن است رنگ سبز یادآور دیکتاتور پیشین این کشور معمر قذافی باشد، چرا که وی خود رنگ سبز را به عنوان رنگ انقلاب خود انتخاب کرده‌بود و آن را تبلیغ می‌کرد، اما در دیگر نقاط دنیا رنگ سبز احزاب سیاسی کسی را به یاد معمر قذافی نمی‌اندزد بلکه در سراسر اروپا احزاب سبز احزاب حامی محیط زیست محسوب می‌شوند.

امروز تقریبا در همه جای دنیا رنگ قرمز به عنوان سمبل چپگرایی، مارکسیسم و کمونیسم شناخته می‌شود، پیوند کمونیسم با رنگ قرمز پیوندی عمیق و تقریبا جهان‌شمول است که از اواسط قرن ۱۹ میلادی رایج شد.  در مجموعه انقلاب‌های کارگری سال ۱۸۴۸ که در سراسر اروپا رخ داد، کارگرانی که در اعتراض‌های خیابانی شرکت می‌کردند پرچم تمام سرخ را به عنوان نماد خون کارگرانی که توسط سرمایه‌داری ریخته‌شده‌است، به دست می‌گرفتند.

اما با وجود این پیوند ۱۶۰ ساله هنوز در نقاط مختلف دنیا نه تنها ممکن است رنگ سرخ یادآوری چپ‌گرایی یا کمونیسم نباشد بلکه این رنگ نشانه احزاب سیاسی با تفکری کاملا متضاد محسوب شود. برای مثال در کانادا حزب لیبرال کانادا که یک حزب کاملا راست‌گرا است و یکی از بزرگ‌ترین احزاب راست‌گرای کانادا محسوب می‌شود از بیش از یک قرن است که از رنگ قرمز به عنوان رنگ اصلی حزب استفاده می‌کند. حزب لیبرال کانادا حتی کتابی با عنوان «کتاب سرخ» هم دارد که در واقع قطعنامه کنگره فدرال سال ۱۹۹۳ این حزب محسوب می‌شود.

در کره جنوبی هم حزب محافظه‌کار حاکم سائنوری یا جبهه نوین از رنگ قرمز در کنار رنگ آبی به عنوان نماد خود استفاده می‌کند. در کره جنوبی هر چند احزاب سرخ به کمونیست بودن و چپگرایی معروفند اما حزب محافظه‌کاری سائنوری یا جبهه نو که به تازگی جانشین حزب اعظم ملی کره شده‌است، پس از افت محسوس گرایش به این حزب به عنوان جانشینی اصلاح‌شده از حزب پیشین مطرح شد، یکی از تاکتیک‌های جدید این حزب جذب آرای جدید به خصوص نشان دادن بی‌طرفی بین راست‌گرایی و چپ‌گرایی با استفاده از هر دو رنگ آبی و قرمز است.

اما تفاوت در برداشت از رنگ‌های سیاسی فقط مربوط به رنگ قرمز نمی‌شود، همه رنگ‌های دیگر هم در کشورها و جوامع مختلف معانی و یا اشارات نمادین متفاوتی دارند. برای مثال در حالیکه در کشورهای اسلامی رنگ سبز یا سیاه به کرات به عنوان رنگ احزاب اسلام‌گرا استفاده شده‌است، در کشورهای اروپایی رنگ سبز به عنوان رنگ احزاب محیط‌زیست گرا شناخته می‌شود یا در ایتالیا رنگ مشکی به دلیل سابقه استفاده آن در حزب ملی فاشیست رنگ فاشیست‌هاست و در کشورهای دیگر جهان عموما به عنوان سمبل آنارشیسم شناخته می‌شود.

رنگ‌های بی معنی
اما همیشه رنگ‌ها توسط خود احزاب یا گرایش‌های فکر انتخاب نمی‌شود و در واقع نشان‌دهنده طرز تفکر و یا گرایش چپ و راست آنها نیست. مهم‌ترین نمونه از این انتخاب رنگ‌‌های آبی و قرمز برای احزاب سیاسی در ایالات متحده آمریکاست. در ایالات متحده آمریکا هر چند از یک قرن و نیم پیش کاریکاتورهای روزنامه‌ای باعث رواج نمادهای خر و فیل برای احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه شدند، اما هیچ گاه رنگ مشخص و معینی به هیچ یک از این دو حزب اختصاص پیدا نکرده‌بود.

اما در سال‌های اخیر به صورت ناگهانی دو رنگ قرمز و آبی به نماد انتخاباتی دو حزب تبدیل شد. کارشناسان ریشه این تقسیم را برنامه‌های تلویزیونی و اخبار انتخاباتی پخش شده از تلویزیون‌های رنگی می‌دانند. با وجود آنکه جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها هیچ یک با چپ‌گرایی و مارکسیسم نسبتی ندارند اما در طول یک قرن گذشته رنگ قرمز توسط رسانه‌ها به عناوین مختلف به آنها اطلاق شده‌است. امروز تقریبا بدون استثنا رسانه‌های آمریکایی حزب محافظه‌کار آمریکا را حزب قرمز رنگ و حزب دمورات آمریکا را حزب آبی رنگ معرفی می‌کنند.

هیچ دلیل مشخصی برای اختصاص این رنگ‌ها وجود ندارد و تنها از انتخابات سال ۱۹۷۴ بود که با نمایش تصاویر ایالت‌های آمریکا و نشان دادن ایالت‌هایی که به محافظه‌کاران رای داده‌بودند با رنگ قرمز و ایالت‌هایی که به دموکرات‌ها رای داده‌بودند با رنگ آبی، کم کم این دو رنگ برای نمایش دو حزب رایج شد.

در ایران برخی گرایش‌ها و نامزدهای سیاسی بدون هیچ دلیل خاصی از رنگ‌هایی مانند آبی آسمانی یا آبی فیروزه‌ای استفاده کرده‌اند که دقیقا دلیل استفاده آنها از این رنگ‌ها توضیح داده‌نشده، هر چند برای مثال استفاده از رنگ سبز در کمپین انتخاباتی میرحسین موسوی ریشه‌های مذهبی داشت، اما استفاده از رنگ آبی آسمانی در کمپین محسن رضایی مفهوم خاصی را نشان نمی‌داد.

گاهی هم رنگ‌های سیاسی دقیقا آن چیزی نیستند که حزب تمایل به انتخاب آن دارد. برای مثال در کانادا حزب سوسیال دموکرات با وجود اینکه میل داشت بر اساس سنت چپگرایی از رنگ سرخ استفاده کند، تنها به این دلیل که حزب راست‌گرای لیبرال از رنگ سرخ استفاده می‌کرد مجبور شد رنگ دیگری را برای خود برگزیند، در نتیجه رنگ این حزب به صورتی بدل شد.

رنگ‌های آمیخته
برای احزاب سیاسی درخشش و ناب بودن رنگ سیاسی بسیار اهمیت دارد اما انتخاب رنگ‌های سیاسی گاهی با ائتلاف‌ها و میانه‌روی‌ها و اتحادها ملایم‌تر و گاه تیره‌تر می‌شود. برای مثال نمونه‌ای که بالاتر ذکر شد حزب سائنوری کره جنوبی است که با استفاده از رنگ سرخ در کنار رنگ آبی قصد دارد پایگاه مردمی خود را از انحصار راست‌گرایان خارج کند و به صورت تاکتیکی رای‌دهندگان سنتی سرخ را نیز به خود جلب کند. در ایالات متحده آمریکا رسانه‌ها ایالت‌هایی را که به صورت قطعی رای آنها به حزب دموکرات یا حزب جمهوری‌خواه نیست به رنگ بنفش نمایش می‌دهند.

حسن روحانی نامزد انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ایران هم از رنگ بنفش برای کمپین انتخاباتی خود استفاده کرده‌بود. رنگی که به صواب برای نشان دادن گرایش سیاسی او (عدم تعهد به چپ و راست و میانه‌روی) انتخاب شده‌بود.

در طول روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رسانه‌های آمریکایی مملو از نقشه‌هایی است که ایالت‌هایی را که بر اساس نظرسنجی‌ها جمهوری‌خواهان در آن پیروز می‌شوند به رنگ قرمز، ایالت‌های دموکرات به رنگ آبی و ایالت‌هایی که بر اساس نظرسنجی‌ها رای قطعی آنها به یکی از دو حزب معلوم نشده را با ترکیبی از رنگ قرمز و آبی، یعنی رنگ بنفش نمایش می‌دهند.

در کشورهای اروپایی غالبا احزاب میانه‌روی چپ و سوسیال دموکرات‌ها برای نشان دادن تمایز خود با چپ‌گرایان تندرو و کمونیست‌ها از رنگ صورتی به عنوان رنگی معتدل‌تر استفاده می‌کنند. در بریتانیا جنبش ضد اتحادیه اروپا رنگ بنفش را به عنوان رنگ اصلی خود انتخاب کرده‌است. در واقع پس از آنکه قرمز و آبی به صورت سنتی در اکثر نقاط جهان به عنوان نمادهای چپ‌گرایی و راست‌گرایی انتخاب شدند، بنفش به عنوان رنگ بی‌طرف مختص احزاب بی‌طرف و غیر متعهد به چپ و راست شناخته‌شد.

جنبش ضداروپاگرایی در بریتانیا هم به این دلیل که قصد دارد پایگاه خود را چه در بین هواداران احزاب محافظه‌کار و لیبرال و چه در بین هواداران احزاب چپ‌گرا به خصوص حزب کارگر حفظ کند، رنگ بی‌طرف بنفش را به عنوان رنگ اصلی خود انتخاب کرده‌است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: