عقلانیت مافیایی قدرت یا پدر خوانده از شیشه شکسته نان نمی‌خورد

پست کمانگیر با عنوان کتابی برای روزهای انتخاباتی رو خوندم. در این پست از مقدماتی به این نتیجه رسیده است که برای بهبود تدریجی اوضاع عاقلانه‌تر است که در انتخابات سال آینده به کاندیدای خاصی رای داد. زیر اون پست یه کامنت بود که توجهم رو جلب کرد. به نحوه‌ی استدلال و قیاس اشکال وارد کرده بود و ساختار سازمان‌یافته‌ای از مدیریت مافیایی در ایران را به عناوان مانع ساختاری برای اصلاح وضع موجود نام‌برده بود. چنین اشکالاتی به منطقِ بهبود تدریجی رو زیاد شنیدم. امّا همیشه یک مساله به ذهنم میاد، اون هم مساله‌ایه که من بهش می‌گم عقلانیت مافیایی قدرت. همیشه می‌گم اگر فرض کنیم حکومتی که به چنان درجه‌ای از عقلانیت سازمانی و سازماندهی رسیده که تشکیلات مافیایی از قدرت به وجود آورده که همه‌ی زیردستانش رو تحت کنترل داره و کارهاش تا این حد (تا اون حدی که در ذهنیتِ برخی وجود دارد) تحت کنترل دارد، مسلما این حد از عقلانیت رو هم دارد که بهترین روش برای بالا بردن راندمان دزدی و کسب قدرتش اصلاح ساختارها و ترمیم و اصلاح اقتصادی است و از بین بردن موانع رشد و توسعه. یعنی لزوما زمانی که یک حکومت به درجه‌ای از عقلانیت برای توسعه و رشد اجتماعی-سیاسی نرسیده باشه خواه نا خواه به آن درجه از رشد مافیایی و اندیشه‌ی سازمانی و گروهی هم نرسیده که بتواند ملتش را به سمت خواست‌های مافیایی‌اش هدایت و کنترل کند. (این گزاره لزوما به این معنا نیست که هر حکومت عقلانی‌ای مافیایی است، ولی به این معنی است که هر حاکمیت غیرعقلانی و فاقد اندیشه‌ای لزوما غیر مافیایی و سازمان نیافته است). به عبارت بهتر یک پدر خوانده هیچ‌گه از شیشه شکسته آب نمی‌خورد. پشت کمانگیر را بخوانید قشنگ است.
Advertisements