Old Me

I wanna have meaningless sex with a girl, several times and after weeks call it off, even though I’ve not started it I tell her that I want it to be stopped, and she feels insulted by me calling it off, and after several mounts I get lonely and get depressed and call her at midnight, preferebly drunk and crying, and she dumps me because she knows what a emotionless Gaav I am, and I get more depressed and get drunk more crawl underneath a table or desk or whatever I find, and cry hard and damn myself and swear the destiny and I call her phone until she say something really bad to me, and then again I feel dumped and try hard to find another girl to sleep with.

P.S. I’ve missed old me and both of them either old or new me are disgusting me.

فهمیدین چجوریه؟

آخرین ترانه‌ای که سید برت برای پینک فلوید نوشت «حالا فهمیدین چجوریه؟» نام داشت. در دوران کوتاهی که گروه پینک فلوید پس از اضافه شدن گیلمور پنج عضو داشت، سید برت آهنگی را برای گروه نوشت و برای اجرا در اختیار آنان قرار داد. هنگام تمرین واترز، میسون، رایت و گیلمور سعی می‌کردند آهنگ را آنگونه که برت به آنها آموخته‌بود همراه با او اجرا کنند. اما در هر بار اجرا سید برت آهنگ را تغییر می‌داد و دوباره از نو شروع به نواختن آهنگ به می‌کرد، پس از چندین بار تمرین سید برت متنی هم برای این ترانه آماده کرد. متن آهنگ اینگونه بود که سید برت فریاد می‌زد: «حالا فهمیدین چجوریه؟» و چهار نفر دیگر باید جواب می‌دادند: «نه! نهپس از هربار اجرا سید برت آهنگ را تغییر می‌داد و گروه در همراهی با او سردرگم می‌شدند، و باز همین ترانه بر روی آن تکرار می‌شد.

(عکس از میک راک Mick Rock، برای کاور آلبوم مدکپ لفز Madcap Laughs  ۱۹۷۰ اولین آلبوم انفرادی سید برت پس از جدایی از پینک‌فلوید)

جشنواره اینترنت فجر

جشنواره اینترنت فجر با اعلام برندگان جوایز در بخش‌های مختلف به پایان رسید. مراسم اختتامیه این جشنواره با پخش پیام ضبط شده یک مقام بلندپایه آغاز شد. مقام بلند پایه در این پیام ضمن برشمردن پیشرفت‌های ایران در دهه‌های اخیر گفت: «دست‌هایی در کار است که روز تعطیل به مردم اس‌ام‌اس می‌زنند و می‌گویند اینترنت قطع شد، آخر آدم حسابی مگر می‌شود اینترنت روز تعطیل قطع شود؟ روز تعطیل مخابرات تعطیل است، چگونه می‌شود اینترنت قطع شود؟» وی در ادامه استدلال کرد: «گروهی توییت می‌کنند که اینترنت در ایران قطع است، ناقلا اگر اینترنت قطع است پس تو خودت چگونه توییت می‌کنی؟» این استدلال وی با تشویق و تحسین و قانع شدن حضار همراه شد.

به خواندن «جشنواره اینترنت فجر» ادامه دهید

نمونه‌ای تاریخی از هاله‌ی نور

https://i1.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/55/StreicherDarkerSharpHLSL.jpg«یولیوس اشترایزر» روزنامه‌نگار ضد یهود آلمانی (۱۲ فوریه ۱۸۸۵-۱۶ اکتبر ۱۹۴۶) پایه‌گذار و سردبیر هفته‌نامه‌ی «در اشترومر» (جنگجو- Der Stürmer)، نویسنده‌ی سه کتاب کودکان از جمله کتاب معروف «قارچ سمی» بر ضد یهودیان و کارگردان فیلم‌هایی برای دستگاه تبلیغات رژیم نازی، پیش از پیوستنش به حزب نازی در سال ۱۹۲۱ تجربه‌ی خود از سخنرانی آدولف هیتلر را چنین شرح می‌دهد. (این متن ترجمه‌ی بخشی از شهادت اشترایزر در دادگاه نظامی بین‌المللی نورنبرگ به تاریخ ۲۶ آوریل ۱۹۴۶ است که به شرح اولین دیدار او با هیتلر در سخنرانی آدولف هیتلر در مونیخ در سال ۱۹۲۱ می‌پردازد. وی توسط دادگاه نورنبرگ به اعدام محکوم و در تاریخ ۱۶ اکتبر همان سال اعدام شد.)

«تا کنون آن مرد را ندیده‌بودم. آنجا ناشناس در میان ناشناسان نشسته بودم. این مرد را دقایقی پیش از نیمه‌شب، پس از سه ساعت سخنرانی‌اش، با تنی خیس از عرق و چهره‌ای تابناک ملاقات کردم. یکی از کنار دستی‌هایم می‌گفت در هنگام سخنرانی هاله‌ای نور دور سر او دیده‌است. برای من این تجربه، تجربه‌ای فراتر از حد عادی بود.»

(متن کامل شهادت اشترایزنر را در این وب‌سایت پروپاگاندا در رابطه با هالوکاست می‌توانید بیابید http://www.nizkor.org/hweb/imt/tgmwc/tgmwc-12/tgmwc-12-115-07.shtml)

مرده‌ها

بابام داشت سرزنشم می‌کرد، می‌گفت مثلا پدربزرگ مادریت رو ببین وقتی که مرد هیچی از خودش نداشت! تو هم می‌شی مثلِ اون.
اینجا بود که به عمقِ شکاف پی بردم. جداً فهمیدم بابام رو نمی‌فهمم!
واقعاً پدربزرگ من بعد از مرگش لازم داشته چی داشته باشه؟ اشکال اینکه یه مرده هیچی نداشته‌باشه چیه؟