Skip navigation

دوستی پدیده‌ایست که هم درون منِ دوست می‌گذرد و هم مفهومی‌ست که مصداق آن در ارتباط بین من و طرفِ مقابل وقوع پیدا می‌کند. … تجربه‌ی زندگیِ هر کدام از ما به ما می‌گویدکه من از میان عقایدی که دارم همه را اظهار نکنم. ما فقط بخشی از عقاید خود را بیان می‌کنیم و همه‌ی احساسات، عواطف و هیجانات خود را به دیگران انتقال نمی‌دهیم. تجربه‌ی زندگیِ ماست که به ما می‌گوید ما نمی‌توانیم عریانِ عریانِ‌ عریان در جامعه ظاهر شویم. ما هنگام ورود به جامعه نقاب و صورتک می‌زنیم. کدام‌یک از ماست که این تجربه را داشته‌باشد و بتواند بگوید که من دارم عریانِ عریانِ عریان زندگی می‌کنم؟ ما نمی‌توانیم بدون صورتک زندگی کنیم. اما چرا؟ علتش این است که فهمیده‌ایم اگر بخواهیم عریان زندگی کنیم از یکسری مزایای اجتماعی محروم می‌شویم. این است که شروع می‌کنیم با سانسور خودمان. در همین جاست که فیلسوفان اگزیستانسیالیسم و روان‌شناسانِ نهضت سوم می‌گویند چنین حالتی برای انسان بسیار رنج‌آور است. حاصل این امر هم این می‌شود که ما به دنبال کسی می‌گردیم که پیش او عریان باشیم. ما دوست داریم روح‌مان در جایی عریان باشد اما طرفِ مقابل‌مان از این کریستالی بودنِ ما سوءاستفاده نکند و تالی فاسد نداشته‌باشد.بنابراین دوست به این معنا کسی است که ما می‌توانیم پیش او عریان شویم.
مصطفی ملکیان – شرق صفحه‌ی آخر دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: