Skip navigation

گاهی اوقات فکر می‌کنم اگه سفت و سخت نچسبم به عقایدم کاملا دیوونه می‌شم. گاهی اوقات خودم رو مجبور می‌کنم بشینم یک ساعت یا دو ساعت تمرکز کنم تا یه اسمی متعلق به یه آدم قدیمی شاید متعلق به سال‌ها قبل رو تو ذهنم پیدا کنم فقط به این دلیل که مطمئن بشم هنوز دیوانه نشده‌ام. هر بار احساس می‌کنم دارم از خودم دور می‌شم و دستگیره‌هام توی دنیایی که دارم توش غرق می‌شم ول شده مجبور می‌شم برگردم بشینم یه دوران بازپروری و ریکاوری مغزی یه هفته دو هقته یه ماه بعضی وقتها بیشتر، بشینم یه جای امن، بخوابم … فکر کنم فکر کنم فکر کنم فکر کنم فکر کنم و …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: