Skip navigation

خواندن این پست در وبلاگ یک فتحی با عنوان استفاده از عکس مجرم عادی و… (این پست وبلاگ حزف شده و از آن جهت که نویسنده لابد دلایلی برای حذف آن داشته از آن نقل قولی در اینجا نخوتهم کرد) باعث شد دوباره یاد یک‌سری مسائل قدیمی بیافتم. مسائلی که قبلا هم در مورد آنها صحبت کرده‌ام ولی بتز هم صحبت در مورد آن را واجب می‌بینم.
پیش از هر چیز لازم می‌دانم این نکته را بگویم که از نظر شخصی من اگر یک کار را در تمام کشورهای دنیا انجام بدهند لزوما دلیل درستی انجام آن عمل نیست. این نظر شخصی منه و ممکن غلط هم باشه.
یکی از مهمترین مولفه‌های حقوق بشر از نظر من و یکی از مهترین معیارهای توسعه‌یافتگی رعایت حقوق مجرم (مگر مجرم حقی هم دارد؟ پایینتر خواهید خواند) و متهم (هکذا)، عدم انجام هرگونه تعرض به متهم پیش از اثبات جرمش در مراجع قانونی و احترام گذاشتن به وی، عدم تشدید خودسرانه‌ی مجازات مجرم، مستحق ندانستن مجرم به علت مجرم بودن به هرگونه مجازات و شکنجه است.
رعایت حقوق مجرم به آن معناست که جامعه (به عنوان مجازات کننده‌ی مجرم) تمام تلاش حخود را به کار بگیرد تا مجرم بیش از آن اندازه که مطابق حکم دادگاه به آن محکوم شده است مجازات نشود. توهین تحقیر عدم تهیعه‌ی مامکانات اولیه‌ی زندگی (مثلا در زندان) اعمال خشونت فیزیکی و انواهع شکنجه در واقع نوعی زیر پا گذاشتن حقوق متجرم و متهم است. (این که خیلی روشنه، نمی‌دونم چه اصزراری داشتم توضیح واضحات بدم) اما چرا؟
دلایل آن از لحاظ علمی از حوزه‌ی تخصصی من جداست (مگر من در چیزی هم تخصص دارم) امانکاتی هست که می‌توانم به آنها اشاره کنم. یکی از مهمترین دلایلی که باعث می‌شود رعایت حقوق متهم لازم شود این نکته‌ی اساسی است که جامعه با مجازات یک مجرم او را از جامعه بیزار می‌کند. اولین عکس‌العمل به مجازات نفرت از عاملان مجازات است، که باعث ضدجامعه شدن مجرم می‌شود. همیشه آمار نشان داده که مجرمانی که در کشورهای غیر توسعه یافته به زندان می‌روند، پس از بازگشت از زندان به جرایمی سنگین‌تر دست می‌زنند. اینجاست که اهمیت موضوع حقوق مجرم مشخص می‌شود. در صورتی که جامعه در مقابل حقوق مجرم وسواس به خرج دهد و مسوولیت بشناسد و مجرم تنها حقوقی را از دست بدهد که بر اثر محکومیت «محکوم به از دست دادن آن» شده‌است و حقوق بیشتری از وی سلب نشود، مجرم در مقابل کمتر دچار تنفر و واپس‌زدگی می‌شد.
نکات بسیار زیادی در این مورد را می‌توان در رمان‌های «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» اثر داستایوفسکی دید. من تاکنون در این زمینه منبع دیگری مطالعه نکرده‌ام و آنچه اینجا آمد ملغمه‌ای از آنچه در این دو رمان خوانده‌ام و تفکرات خودم بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: