Tag Archives: زندگی

زنده باد دیکتاتورِ مرده

زندگی درد عظیمی‌ست که تنها مرگش تسلاست

من زنده‌خواهم ماند

و واژه‌هایم را آنچنان بر سر خشونت خواهم کوفت

که…

آخرین فرصت برای مصرف

ماندگاری: حداکثر خیلی کم

رفت

و من آغوشم را برای رفتنش گشودم

آنقدر مانده‌بود

که فکر می‌کردم سنت رفتن‌هایم را با خود برده‌است

و من می‌بوسمش

چرا که نشان داد که من، «من» مانده‌ام