بایدم تخریب
بایدم کشتن
بایدم مردن
بایدم بدرود
و نه از نو ساختنی
و نه باز تولدی
و نه باز زندهشدنی
و نه باز سلامی
بایدم رفتن و باز نگشتن
بایدم غروبِ بی طلوع
بایدم کشتن
بایدم مردن
بایدم بدرود
و نه از نو ساختنی
و نه باز تولدی
و نه باز زندهشدنی
و نه باز سلامی
بایدم رفتن و باز نگشتن
بایدم غروبِ بی طلوع
من تمامی مرگهای زندگی را آرزومندم
من پستترین دروغ آفرینش
من سیاهترین فروغ ابدی ستارهای مرده
من آفتاب تماما سوخته
دروغی بودم
و آن اندازه بزرگ بودم
که خود نیز پذیرفتم
که من هستم
میتوانم


