سرد
همچون پرنده‌ای که می‌گذرد از آسمان‌های سیاه دور و بر
آفتاب ترانه‌اش را دیگر از بر نیست
موسیقی جیرجیرک‌هاست این
موسیقی تکرار
و روزی دچار فراموشی خواهد شد
آخرین جیر
جیرکی نخواهد داشت
دیگر همه ترانه‌هاشان را از یاد خواهند برد
و تنها ترانه‌ی تو
که هیچگاه تکرار نبوده
برای من
که خاطره‌ی تو را
نو به نو
هر لحظه به گونه‌ای نو
در خواهم یافت
***
حافظه‌ی شهر بر باد رفت
اما خاطره‌ی تو در خاطر من
تکامل یافت
ماند
مرداد ۱۳۸۴

یک نظر

  1. با داستان كوتاه “واي” به روزم خوشحال مي شوم نظر شما رابدانم


نظر بدهید